چرند و پرند

ژانویه 3, 2010

خاک بر سرم ، بچه به هوش آمده! بخواب ننه ، یک سر دو گوش آمده!

دسته‌ها: درد دل ها — میرزا قشمشم @ 8:32 ق.ظ

خاک بر سرم ، بچه به هوش آمده! بخواب ننه ، یک سر دو گوش آمده!

.

آخر بچه مگر خر سرت را گاز گرفته که این حرف ها را می زنی؟ مگر نمی دانی که دادستان کشور رسما اعلام کرده که می گیریم و پدرتان را در میاوریم؟ مگر نشنیده ای که نمایندگان ِ مجلس گفته اند هرکسی مخالف فلانی است مخالف خدا و ولی خدا است و مرتد محسوب می شود؟ مگر در تلوزیون ندیده ای که نماینده ی ولی فقیه در مشهد گفت که مخالف ِ ما ، محارب با امام زمان است و حکمش اعدام است؟ مگر در بیست و سی ندیده ای که زنجانی ها شعار می دادند: “منافق ِ روشنفکر!!! اعدام باید گردد” پس چرا باز این حرف ها را می زنی؟ مگر جانت را دوست نداری؟ مگر ندیده ای که در عاشورا هشت نفر را کشتند و ککشان هم نگزید؟ مگر نشنیده ای که فعالان سیاسی و دانشجویان را فله ای دستگیر می کنند و می برند آنجایی که عرب هم نی نمی اندازد! مگر پسر بهشتی را دستگیر نکردند؟ مگر به دفتر آیت الله صانعی حمله نکردند؟ تو فکر کردی که خونت از این ها رنگین تر است؟ خوب سر تو را هم زیر آب می کنند!

چی؟ در گلستان آمده که جز راست نباید گفت؟ نه پسرم این حرف ها چیست! همان حضرت سعدی گفته که هر راست نشاید گفت! خوب خفه خون بگیر! برو یک گوشه ای و به درس و مشقت برس! اصلا به تو چه که هی می گویی تقلب شده؟ مگر ما نمی دانیم؟ نه تو فکر می کنی که ما نمی دانیم سرمان کلاه گذاشته اند؟ می دانیم فرزندم! می دانیم! ولی دیده ای که من و عقلایی امثال من دم بزنند؟

ببین پسرم! تو فکر کرده ای که ما نمی دانیم چرا خرداد ماه به جای آخر ماه وسط ِ ماه حقوق کارمندان واریز شد؟ نه تو فکر کرده ای که مغز خر در سرمان بوده که نفهمیدیم چرا سود سهام عدالت سال 86 را دم ِ انتخابات 88 واریز کرده اند؟ تو پیش ِ خودت فکر می کنی که ما نفهمیدیم چرا بیشتر از حد ِ لزوم تعرفه رای چاپ کرده اند؟ واقعا فکر می کنی که ما آنقدر ابله بودیم که نفهمیم چرا تعرفه های امسال شماره سریال نداشتند؟ ما هم می دانیم فرزندم! ولی زبان به دهن بگیر! مگر مخالف خدا و پیغمبرش هستی؟ مگر دشمن قرآنی که این حرف ها را می زنی؟ بچه جان حرف گوش کن ، از من گفتن بود! حال تو خواهی پند گیر ، خواه ملال!!

.

برگرفته از نصایح میرزا قشمشم به قشمشم بچه!

دسامبر 29, 2009

کشور ِ ما ایران!

دسته‌ها: حکایت — میرزا قشمشم @ 8:57 ق.ظ

کشور ِ ما ایران!

.

آنجا که بر آن حکم رانند صغیران و زندان هایش جولانگه کبیران ، و بر دار کنند پاکان دلیران!

آن صاحب ِ کوته بین وزیران و مفسد وکیلان و گاگول سفیران!

آن همیشه ویران! کنام ِ پلنگان و شیران! مردمانش همچون اسیران! کشور ِ عزیز ِ ما ایران!

گویند آنچنان فتنه ای در آن دویده که برق از سر ِ اس ام اس ها پریده ، و نشوند ارسال ، همچو بعد از انتخابات پارسال!

گویند هر که را که فریاد الله اکبر زند را زنند و بر پیشانی اش مهر ِ باطل ، و گویند هم اوست دین را قاتل!

گویند آنجا هر که مرگ بر دیکتاتور گوید ظالم است و هر آنکه به مانند گوسفندان سر به پائین دارد نخبه ای عالم!

گویند بر سر در ِ آن لوحی نشسته که عبارت زیر بر آن نقش بربسته:

دریغ است ، ویران که ویران شود! دریغ است ، ویران که ویران شود!

دسامبر 22, 2009

مرثیه مسدودیه!

دسته‌ها: درد دل ها — میرزا قشمشم @ 9:14 ق.ظ

مرثیه مسدودیه! (یا همان فی الاحوالات قطع مکرر اینترنت)

……………………………………..

باز تقی به توق خورد ، از نت خبری نیست!

عجب مسخره بازیست! عجب مسخره بازیست!

.

زین معرکه کردند سفید ، روی هر فرد سیاهی!

ازین مسخره بازی! ازین مسخره بازی!

.

دولت ِ یار عجب از خبر و سایت فراری است!

عجب مسخره بازیست! عجب مسخره بازیست!

.

مردم غمین اند ، و دولت چه راضی!

ازین مسخره بازی! ازین مسخره بازی!

.

گویند که نت منشا هر فسق و تباهی است!

عجب مسخره بازیست! عجب مسخره بازیست!

.

ادیب الفقرا را مباشد ، امیدی به رهایی!

ازین مسخره بازی! ازین مسخره بازی!

……………………………………..

***ادیب الفقرا***

دسامبر 15, 2009

عکس ِ دو نیم شده ی امام همان قرآن ِ سر ِ نیزه ها ست!

دسته‌ها: دو کلمه حرف ِ جدی! — میرزا قشمشم @ 9:05 ب.ظ

عکس ِ دو نیم شده ی امام همان قرآن ِ سر ِ نیزه ها ست!

.

تکرار ، تکرار و باز هم تکراری دیگر! حادثه ی اخیر عجیب برای ما تازگی ندارند! چون بار ها و بار ها در کودکی و نوجوانی در سخنان پدر و مادر ، در دوران تحصیلی در متون کتب و درس های معلم و حتی در مسجد و پای منبر این داستان را شنیده ایم! داستان ِ به سر ِ نیزه بردن قرآن ها! ماجرایی که بهانه ای شد برای امویان تا خود را تنها به واسطه ی برگه ای از قرآن که به نیزه کشیدند حق معرفی کنند و عوام را بفریبند و امروز نیز می بینم که عکسی را بهانه کرده اند و انتظار دارند که مردم حق ِخود را فراموش کنند!

ماجراهای این روز ها ما را به یاد آن قرآن روی نیزه ها می اندازد و شعار های “حزب فقط حزب الله” که در خیابان می شنویم “لا حكم الاّ لله” ِ خوارج را در ذهن ما تداعی می کند!

آری توهین به عکس امام خمینی ناپسند و از دیدگاه ِ همه مذموم است اما به نظر می رسد که عکس امام اینک به بهانه ای تبدیل شده و به قول مولای متقیان “كلمة حق يراد بها باطل” کلام حقی است اما باطل و ناروایی از آن اراده شده است!

افکار امام را به کناری نهاده اند و باتوم به دست عکس او را به آغوش می کشند!

ای کاش به جای عکس امام به فرامین هشت ماده ای او احترام می گذاردیم و به جای گریستن در سوگ ِ عکس ِ او ، در غم ِ تباه شدن افکارش سیاه می پوشیدیم!

یکی از فرامین امام خمینی را می خوانیم:

هیچ كس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل كار شخصی كسی بدون اذن صاحب آن‌ها وارد شود یا كسی را جلب كند یا به نام كشف جرم یا ارتكاب گناه تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی ـ اسلامی مرتكب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام كشف جرم یا كشف مركز گناه گوش كند و یا برای كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری كه از غیر به او رسیده ولو برای یك نفر فاش كند. تمام این‌ها جرم و گناه است و بعضی از آن‌ها چون اشاعه فحشا و گناهان از كبائر بسیار بزرگ است و مرتكبین هر یك از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آن‌ها موجب حد شرعی می‌باشد

و چه خوش گفت پیغمبر راستگوی که حکومت با کفر باقی می ماند و با ظلم هرگز!

نوامبر 22, 2009

در راستای پخش ِ مستند ِ “فمینیسم علیه خانواده” از شبکه ی دوم سیما

دسته‌ها: تحلیل های کارنشناسانه — میرزا قشمشم @ 7:56 ب.ظ

در راستای پخش ِ مستند ِ “فمینیسم علیه خانواده” از شبکه ی دوم سیما

.

باز نیز بعد از مدت ها پیچ ِ این تی وی را گردانیدیم تا لختی در پای این شهر شهر ِ فرنگ بیاساییم! البته صد رحمت به شهر شهر ِ فرنگ! این شبکه هایی که تی وی ِ ما دریافت می کند از آنها هم عجیب تر و خارق العاده تر اند! به گمانم که تی وی ِ ما روی مود ِ افسانه تنظیم گردیده که هر وقت به سراغش می رویم غرایب تحویل ما می دهد!

باری قضیه از این قرار بود که انگار هفت خان رستم تمام شده بود! چون این بار نام افسانه “فمینیسم” بود! به ولله که من نمی دانم این افسانه را که نوشته بود و که ساخته بود ولی بس وحشتناک بود!

از چیزهایی که تی وی می گفت دریافتم که پدیده ی شوم فمینیسم کلا ً و اساسا ً خانمان برانداز است!

خوب شد که این برنامه به سمع و بصر ِ ما رسید وگرنه من هم مانند بقیه ی عوام کالانعم ِ جاهل ، مهد  کودک را خوب می انگاریدم. غافل از اینکه مهد کودک مکانی برای جدا کردن کودکان از خانواده ها و براندازی بنیان خانواده است!

و همین طور هرگز متوجه نمی شدم که فعالیت برای زنان نام ِ دیگر ِ انقلاب مخملی است! این انقلاب مخملی هم بد جانوریست! هر کجا که سرمان را فرو می بریم رد و اثری از این موذی نمایان است!

و چه غافل بودیم که خانوادگی می نشستیم و کارتون ِ چیکن راش (فرار مرغی) می دیدیم و مفیوض می شدیم! غافل از اینکه تیشه به دست به ریشه ی خانواده می کوبیم! ولله من روحم هم خبر نداشت که این انیمیشن آموزش فرار به زنان است! چه بد کردم در حق خانواده ام! الهی توبه که التائب من الذنب کم لاذنب له!

والله چه معنی دارد که مرغ از مرغدانی بگریزد؟ نه شما فکر کرده اید که بی ناموسی به چه می گویند؟ باز خروس فرار می کرد قابل چشم پوشی بود! آخر مرغ را چه به فرار؟ استغفرالله!

ای مسلمین! هیهات من الذلة! اگر سی دی چیکن راش دارید همین الان بشکنید و بسوزانید که فرزندانتان بی عفت و بی بندوبار نشوند! استغفار جویید که ان الله یحب التوابین!

و در آخر اضافه می کنیم که اگر جزوه ای درمورد حقوق زنان به شما تعارف شد ، به هیچ وجه من الوجوه آن را قبول نکنید که تی وی می گفت این جزوه ها دختران جوان را باردار می کند!!!!!

آخرالزمان آخرالزمان می گویند همین است دیگر! یا صاحب الزمان سر جدت شتاب کن ، عالم ز دست رفت تو پا در رکاب کن!

.

الغافل و والنادم والتائب من الذنب میرزاقشمشم !!!

نوامبر 17, 2009

دیوانه ی زنجیری!

دسته‌ها: حکایت — میرزا قشمشم @ 8:36 ب.ظ

دیوانه ی زنجیری!

.

در خیابان قدم می زدم ، به مجنونی برخوردم که گویا به تازگی از دارالمجانین گریخته بود! از علائم جنون و شیرین عقلیش همین بس که در کوچه و خیابان صدا را سر داده بود و به آواز بلند می خواند:

کو آب و برق ِ مفتی؟ کو پول نفت که گفتی؟ *** یارانه رو می خواستی ، اول چرا نگفتی؟

دیوانه بود دیگر! نمی فهمید چه می گوید! خدا شفایش دهاد!

نوامبر 4, 2009

سیزدهم آبان ماه ست! یوم الله ست! یوم الله ست! (ادیب الفقرا)

دسته‌ها: درد دل ها — میرزا قشمشم @ 8:10 ب.ظ

سیزدهم آبان ماه ست! یوم الله ست! یوم الله ست! (ادیب الفقرا)

.

این روز از دگر روز ها جدا ست!

چون که این روز از آن خداست!

 

دانشگاه تعطیل ، دانشجو رها ست!

سایت ها فیلتر ، ایمیل ها کجاست؟

 

گر زنی فریاد امروز بی صدا ست!

حرف های ما همه اندر خفا ست!

 

محفل ِ امن و مأمن امروز دارالفنا ست!

هر کجا یک لباس شخصی اندر قفا ست!

 

این روز بدبخت و گریان آمریکا ست!

گر جز این فکری کنی کلا ً خطا ست!

 

این روز در تمام سال ما را رهنما ست!

میم میم بی دین و میم کاف بی خداست!

 

سیزدهم آبان ماه ست! یوم الله! یوم الله ست!

حرف های “ادیب الفقرا” همش باد ِ هوا ست!

 

اکتبر 26, 2009

والله که این ها همه حقیقت است!

دسته‌ها: حکایت — میرزا قشمشم @ 8:18 ب.ظ

والله که این ها همه حقیقت است!

.

در خبر است که روزی حضرتنا دخو بار عام می داد! ایادی اجانب و اصحاب فرنگ به نزدش آمدند و سر سفره ی خودستایی گشودند!

اول ایادی اجانب سخن براندند که ای دخو! حمل بر خود ستایی نباشد ما راسکازموز ساخته ایم!

حضرتنا گفت: که چه کند؟

گفتند: تا کازمونات ها را درست در وسط ماه فرود بیاورد!

دخو گفت: درست وسط ماه؟

کمی تفکر کردند و بگفتند: حالا شاید یک وجب آن ور تر!!

سپس اصحاب فرنگ سخن به تبختر پیش آورند که ای دخو! شکسته نفسی نباشد ما اسپیسکرافت ساخته ایم!

دخو بگفت: تا چه شود؟؟

بگفتند: تا استرونات ها دقیقا در وسط مریخ فرود بیایند!

دخو بگفت: دقیقا وسط مریخ؟

کمی تامل کردند و بگفتند: حال شاید یک وجب آن ور تر!!

سپس حضرتنا دخو دستی بر ریش کشید و بگفت: این ها همه عجیب است اما عجیب تر آن که ما در مملکتمان با چشم غذا می خوریم!

بیگانگان و فرنگیان به تعجب بگفتند: الله الله که کار بسیار پر ارجی را بر پا می دارید! حقاً از چشم طعام فرو می برید؟

دخو جواب درکشید : بلی! با چشم! حالا  شاید یک وجب آن ور تر!

…..

حال میرزا قشمشم نیز می گوید: رسانه ی ملی و مسئولان مملکتی و امنیتی چیزی جز حقیقت نمی گوید! حالا شاید یک وجب آن ور تر!!!

سپتامبر 27, 2009

اصلاح الگوی مصرف (یا همان قوز بالای قوز)

دسته‌ها: درد دل ها — میرزا قشمشم @ 9:51 ق.ظ

اصلاح الگوی مصرف (یا همان قوز بالای قوز)

.

پیشینیان بر این عقیده بودند ، سالی که نکوست از بهارش پیداست! ولی امروزه به لطف و مرحمت آقایان همه ی سال ها نکوستند و نکوتر از هر سال عنوان آن سال!

همین امسال را ببینید ، عجب سال نکویی است! اصلا می توان عنوان احسن السنن به آن اعطا نمود. سال اصلاح الگو مصرف!

با میرزا قشمشم مشغول حال و احوال بودیم که ناخودآگاه سر بحث صرفه جویی بازگشت! داغ دلم تازه شد و کمی برای میرزا درد دل کردم!

گفتم : آی میرزا اگر بدانی چه خبر است!

گفت : چه خبر است؟

گفتم : چه بگویم که برق تو برق است!

گفت : جان؟ قبل انتخابات که شیر تو شیر بود! بعد انتخابات هم که خر تو خر شد! حالا چه شده که اوضاع برق تو برق شده؟

گفتم : آی میرزا جان! ما به حول و قوه ی الهی چهل و اندی مگا وات انرژی الکتریکی تولید می کنیم!

صلواتی حواله نمود و گفت : الله درکما! خدا قوتتان بدهد! این که خوب است! چرا می نالی؟

گفتم : آی میرزا! شما که خبر نداری! این تازه اول ماجراست! این برق همین که از مکان مقدس نیروگاه خروج می کند به دهان اژدهای هفت سر و طمّاع تلفات شبکه دخول می کند!

گفت : الله اکبر! این تلفات دیگر چیست؟ نکند کار ِ اجانب است؟

گفتم : نه اتفاقا مسکو از این حادثه در حیرت است ! لندن از این واقعه در وحشت است!

گفت : یا ابوالفضل العباس! این دیگر چه جانوری است؟

گفتم : جانوری است موهومی که بیست و پنج از صد ِ برق ِ ما را می بلعد یعنی ده هزار مگاوات را تمام و کمال نوش جان می کند و به ریش کابل کشی های ما می خندد! این تلفات ِ شبکه ی بی دین و ایمان ثمره ی کار چهار الی پنج نیروگاه را به کل کن فیکون می کند و به عدم می فرستدشان!

گفت : خدا نسلش را بزند! پس این صرفه جویی که می گویند برای مبارزه با این جانور ِ بدتر از انگلیس ِ مکار و آمریکا جرّار است؟ فی المثال همین یکی در میان کردن لامپ ها در خیابان!

گفتم : ای میرزا ز که نالیم! از ماست که بر ماست!!! آخر این چه کار است که می کنیم!!! تمام ِ این صرفه جویی ها روی هم حداکثر بتوانند پانصد مگا وات بشوند! یعنی پنج از صد ِ تلفات!!!! ای بخورد تو سر مان این کارهامان! خواستیم ابرویش را درست کنیم چشمش را هم کور کردیم! تلفات را که نتوانستیم ناک اوت کنیم هیچ ، زدیم روشنایی معابر را هم گیم اور کردیم! حال هم تلفات سرجایش هست! هم کمبود برق هنوز پابرجاست! فقط به لطف تدبیرمان کاهش نور ِ معابر را به حکم قوز بالای قوز ضمیمه ی مشکلاتمان نمودیم تا خیابان هایی که از نظر عمرانی استاندارد نبودند حال از نظر روشنایی نیز غیراستاندارد و نا امن گردند!

 

*** الپاور انجینیر ملا برق الدین ***

سپتامبر 14, 2009

حضرت حافظ حفظه الله هم اعتراف می کند

دسته‌ها: مهمان ناخوانده — میرزا قشمشم @ 7:50 ب.ظ

ان الله یحب التوابین

و این بار حضرتنا حافظ (ارواحنا و ارواح العالمین له فدا) به اشتباهات گذشته ی خویشتن پی برده و اعتراف نموده و اظهار ندامت و پریشانی کرده است

حافظ (قد سره العالی) بیتی را به دست خویشتن تحریر نموده و از دیار باقی برای دولت مکرمه ارسال داشته:

غرض کرشمه ی حسن است ورنه حاجت نیست

جمال دولت ِ محمود را به زلف یار

برگه‌ی بعد »

وب‌نوشت در وردپرس.کام.