هیچکس غمگین نیست! همه جا شادیه

.

با دوستان بر سر بساط عیش و نوش نشسته بودیم که ناگاه سر و کله ی آمرعلی خان (ای خدا بگویم چه کارش نکند) پیدا شد! باز مثل همیشه بساط ساز و آواز ما را به هم ریخت و دو پایش را در یک کفش کرد که الّا و بلّا تلویزیون را روشن کنید که نامزد ها دارند همدیگر را تار و مار می کنند! گفتیم برادر! دعوا نمک زندگیست! از قدیم گفته اند زن و شوهر دعوا کنند ، ابلهان باور کنند! مشکل خانوادگی است! خودشان حل می کنند!

گفت : نه حاجی! نامزد که نه! منظورم کاندیداست

ما هم درجا چشممان برق زد و فی الفور آن شهر شهر ِ فرنگ سوغات دیار ابلیس را روشن نمودیم! دیدیم رئیس الروسا سخنانی در مورد دانشجویان می گویند بس عجیب و آماری در باب فقر ارائه می دهند بس عجیب تر!

این آمار و ارقام جناب مستطاب ، اربابمان محمود خان مرا به یاد این شعر از گروه گمراه شده ی خالپانک انداخت

این روز نی شب باشد و آن شب نی روز است ***خورشید نی و ماه است که نیمروز به فروز است

دریا بنفش است و آسمان سرنج فام *** طوطی نه پرندست و نیست قوچ ز احشام

سبزه ز شتا باشد و گرما ز خزان است *** خرطوم ز شیر و خر مشک فشان است

هرکس سخنی جز سخنم گفت چرند گفت *** یاسین به گوش خر و اندرز به کر گفت

حلوا نه شیرین و تریاک نه تلخ است *** هرکس که چنین گفت ز ایادی فرنگ است

تفتان به شمال باشد و البرز به جنوب است *** جز این گر نظری هست دروغ است دروغ است

زمین نیست مدور چنین نیست مقدر *** جز توطئه ای نیست از آن قوم مذوّر

هرکس سخنی جز سخنم گفت چرند گفت *** یاسین به گوش خر و اندرز به کر گفت

غیرت به رگ گردن و مردی به فلان است *** درستی به رندی و فضیلت به دکان است

صداقت به دمپایی بزرگی به ریش است *** ترقی سه گام در پس و گامی به پیش است

فلان چیز چنین است و فلان چیز چنان است *** آنک که عیان است چه حاجت به بیان است

هرکس سخنی جز سخنم گفت چرند گفت *** یاسین به گوش خر و اندرز به کر گفت

*** ادیب الفقرا ***

……………………………………………………….

میرزا قشمشم نوشت :

محمود جان ، حتما دانشجو ها رفتن اوین مهمونی

آمرعلی نوشت :

محمود خان ، گلبانگ محبت ز سگ ِ هار بیامد؟ آهنگ رهایی ز ته غار بیامد؟

Advertisements