دیوانه ی زنجیری!

.

در خیابان قدم می زدم ، به مجنونی برخوردم که گویا به تازگی از دارالمجانین گریخته بود! از علائم جنون و شیرین عقلیش همین بس که در کوچه و خیابان صدا را سر داده بود و به آواز بلند می خواند:

کو آب و برق ِ مفتی؟ کو پول نفت که گفتی؟ *** یارانه رو می خواستی ، اول چرا نگفتی؟

دیوانه بود دیگر! نمی فهمید چه می گوید! خدا شفایش دهاد!

Advertisements