عکس ِ دو نیم شده ی امام همان قرآن ِ سر ِ نیزه ها ست!

.

تکرار ، تکرار و باز هم تکراری دیگر! حادثه ی اخیر عجیب برای ما تازگی ندارند! چون بار ها و بار ها در کودکی و نوجوانی در سخنان پدر و مادر ، در دوران تحصیلی در متون کتب و درس های معلم و حتی در مسجد و پای منبر این داستان را شنیده ایم! داستان ِ به سر ِ نیزه بردن قرآن ها! ماجرایی که بهانه ای شد برای امویان تا خود را تنها به واسطه ی برگه ای از قرآن که به نیزه کشیدند حق معرفی کنند و عوام را بفریبند و امروز نیز می بینم که عکسی را بهانه کرده اند و انتظار دارند که مردم حق ِخود را فراموش کنند!

ماجراهای این روز ها ما را به یاد آن قرآن روی نیزه ها می اندازد و شعار های «حزب فقط حزب الله» که در خیابان می شنویم «لا حكم الاّ لله» ِ خوارج را در ذهن ما تداعی می کند!

آری توهین به عکس امام خمینی ناپسند و از دیدگاه ِ همه مذموم است اما به نظر می رسد که عکس امام اینک به بهانه ای تبدیل شده و به قول مولای متقیان «كلمة حق يراد بها باطل» کلام حقی است اما باطل و ناروایی از آن اراده شده است!

افکار امام را به کناری نهاده اند و باتوم به دست عکس او را به آغوش می کشند!

ای کاش به جای عکس امام به فرامین هشت ماده ای او احترام می گذاردیم و به جای گریستن در سوگ ِ عکس ِ او ، در غم ِ تباه شدن افکارش سیاه می پوشیدیم!

یکی از فرامین امام خمینی را می خوانیم:

هیچ كس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل كار شخصی كسی بدون اذن صاحب آن‌ها وارد شود یا كسی را جلب كند یا به نام كشف جرم یا ارتكاب گناه تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی ـ اسلامی مرتكب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام كشف جرم یا كشف مركز گناه گوش كند و یا برای كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری كه از غیر به او رسیده ولو برای یك نفر فاش كند. تمام این‌ها جرم و گناه است و بعضی از آن‌ها چون اشاعه فحشا و گناهان از كبائر بسیار بزرگ است و مرتكبین هر یك از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آن‌ها موجب حد شرعی می‌باشد

و چه خوش گفت پیغمبر راستگوی که حکومت با کفر باقی می ماند و با ظلم هرگز!

Advertisements