یارانه و تقیه!

.

آمیرزا! دیدی چه شد؟ دیدی نانمان را آجر کردند؟ دیدی ما را که به نان شب هم محتاج بودیم فکندند در خوشه ی سوم؟ یعنی هیچ یارانه ای به ما تعلق نمی گیرد!

عجب دوره و زمانه ای شده! سی سال ِ پیش به اسم ِ آب و برق ِ مفتی ریختیم در خیابان ها ، حال ببین چه بلایی بر سرمان آمده! یکی هم نیست که داد بزند: کو آب و برق ِ مفتی! کو پول ِ نفت که گفتی؟ یارانه رو می خواستی اول چرا نگفتی؟

ای خدا! من ِ ابله را بگو که فرم های درآمد خانوار را راست و حسینی پر کرده بودم! این همسر ِ ناقص العقلم می گفت که دروغ بنویس و درآمدت را کمتر اعلام کن! من گوش نمی دادم! می گفتم: من مسلمان! مسئولین هم مسلمان! اسلام هم که دین ِ حق و حقیقت! پس دیگر دروغ چرا؟ اصلا جز راست نباید گفت!!!

ای روزگار! من ِ بدبخت چه می دانستم که هر راست نشاید گفت! من ِ کم سواد نمی دانستم که امام محمد باقر گفته بود: هرکس تقیه ندارد ایمان ندارد ، من ِ بی نماز و روزه ، خبر نداشتم که در خبر است از امام صادق که دو سوم دین تقیه است!

ای خدا! چرا راست گفتم؟ چرا فرم ها را بی شیله و پیله پر نمودم؟ ای کاش ایمان داشتم و تقیه می کردم!

آمیرزا! اغنیا مرغ و مسما می خورند! با غذا کنیاک و شامپا می خورند! منزل ِ ما جمله سرما می خورند! کشور ِ ما بدتر است از گردنه!

.

اوستا گریه

Advertisements