شیخ ِ ما باز هم چیز گفت!

.

در مورخه ی  هفتم اردیبهشت سنه ی هشتاد و نه، برنامه ای تحلیلی با عنوان «معبد تاریکی» از شبکه ی اول سیما پخش گردید! من که گمان می کنم این برنامه طنزی فاخر بود، حتی خفن تر از پت و مت! والله راست می گویم! پلنگ صورتی غلط کند که به گرد ِ پای این دکتر زرشناس برسد! این مردیکه جوک هایی تعریف می کرد که میرزا از خنده تا سقف بالا رفته بود… برخی از آنها را بیان می دارم تا شما هم قدری فیض ببرید:

***کاخ های تخت جمشید و آپادانا گورستانی از برده ها می باشند…

***نوشتن تاریخ مربوط به ایران قبل از اسلام، کاری ضد ایرانی و ضد ملی است!

***تاریخ ایران باستان موهومی است و توسط تاریخ نویسان فراماسون نگاشته شده است!

***نژاد آریایی ساخته ی انگلیسی ها به منظور توسعه ی امپریالیست و امپراطوری صهیونیستی می باشد!

آمیرزا همین جا لقب ِ طناز ِ ملی را به صدا و سیما اعطا می کند و اعتراف می کند که اگر صد نفر مثل گل آقا و دخو و ملانصرالدین و نسیم شمال و عبید زاکانی هم دور هم جمع شوند باز هم نمی توانند همچنین جوک های خنده داری را تحویل ملت بدهند!

.

حال دو کلمه حرف ِ جدی:

آق صدا و سیما، دست مریزاد! تو که در چرند و پرند گفتن دست ما و شیخنا دخو را هم از پشت بستی! آخر برادر حجب و حیا هم خوب چیزی است! والله که دروغ هم حد و اندازه ای دارد! حالا گیریم که من و ملاقربانعلی شاسکول، بر فرض که آمرعلی و ادیب الفقرا گاگول، ولی به خدا به پیر به پیغمبر به رب به رسول به عینی و به عین الله هر طور که بخواهیم خودمان را به خریت بزنیم باز هم این حرف ها را نمی توانیم پشت گوش بیندازیم! به قول یکی از دوستان دروغ بگوئید ولی لااقل دروغگوی شریف باشید، یک جوری دروغ بگوئید که بتوانیم خودمان را به خریت بزنیم! حال از ما گفتن بود شما خواه پند گیر خواه ملال!

Advertisements