ای خسرو خوبان نظری سویِ گدا کن!

.

قضیه از این قرار است که روزی روزگاری، یک بنده ی بی خدایی از خیابان رد می شد، همین طور که سر بی صاحابش را به این طرف و آن طرف می گرداند، چشمان منحوسش به تابلویی افتاد که روی آن نوشته بودند بانک! داخل ِ بانک رفت و پرسید که اینجا چه می کنید؟ گفتند وام می دهیم. گفت به من هم می دهید؟ گفتند چقدر می خواهی؟ گفت هیچی، یه چند هزار میلیارد تومان! به او دادند و گفتند بفرما، فقط سر فرصت بیا و این پول را پس بده، یارو هم مثل بچه های خوب گفت به روی چشم!!! و چند هزار میلیارد را گرفت و رفت و فوقع ماوقع!!!

ها ؟ این طوری نبود؟ چرت و پرت می گویم؟ امکان ندارد؟ می فرمائید که برای خارج کردن چند هزار میلیارد پول به اجازه ی رئیس کل بانک نیاز است؟ برای دریافت این همه پول از خزانه باید وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی را در جریان گذاشت؟ چی؟ هیچی که نخواهد حداقل وثیقه و ضامن را لازم دارد؟

استغفرالله، این چه حرفیست که شما می زنید! یعنی شما می گوئید که رئیس بانک و وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی، همه تو زرد بودند؟ نه برادر این چه حرفیست! چرا به مومنین ِ خدا تهمت می زنید! چرا گناه مردم را می شورید؟ مگر نمی دانید کسی که غیبت می کند انگاری که دارد گوشت برادر مرده ی خودش را می خورد! پس دیگر از این حرف ها نزنید! درضمن کور که نیستیم می بینیم که وثیقه نگذاشته است، وگرنه این بانکی های بنده خدا برای پس گرفتن پولشان مثل اسفند روی آتش نمی شدند!

خوب پس قضیه همانی بوده که من گفتم! بنده ی بی خدا گذری راهش به بانک افتاد، و هیچ قصد و نیتی دربین نبود!

حالا چه شده؟ خوب یارو پول را گرفت، مثل این بود که گوشت را بدهند دست گربه! گرفت و رفت و دیگر پشت سرش را هم نگاه نکرد! رفت که رفت! بانکی ها هم که دیدند یارو اصلا به روی مبارک خودش نمی آورد، دست به دامن وزیر و سفیر شدند و صغیر و کبیر را واسطه قرار دادند بلکه یارو حیا کند و پول ها را پس بیاورد، ولی خبری از پول ها نشد که نشد!

این جا بود که دیگر بانکی ها دست به دامن ِ جناب ِ مستطاب ریاست قوه ی قضائیه شدند، جناب هم وقتی شصتش خبردار شد که قضیه از چه قرار است، غیرتی شدند و محض اتمام حجت اولتیماتوم دادند که اگر پول ها را پس نیاورید اسمتان را می گوئیم ها!

***

جناب ِ رئیس! حالا اگر، مثلا یارو نیامد و پول را پس نداد، که البته نخواهد آمد و نخواهد داد، شما جدی جدی می خواهید اسمش را بگوئید؟ جداً؟ ای وای خاک وچوک! جان ِ میرزا راست می گوئید؟ اسمش را می گوئید؟

خوب حالا فرضا اسمش را گفتید! اسمش مگر برای خزانه دلار و تومان می شود؟ اسمش را می گوئید که مردم چه کنند؟ چماق بگیرند بروند پول خزانه را از آنها پس بگیرند؟ اسم آنها را می گوئید که چه بشود؟ با این پولی که این ها بالا کشیده اند و اخلالی که در نظام اقتصادی به بار آورده اند مجازاتشان فقط گفتن اسمشان است؟

که البته تا الان حتی اسم ها را هم نگفته اید!

.

العبد الاحقر میرزا قشمشم

Advertisements