سری را که درد نمی کند، دستمال نمی بندند!

(یا همان حل ِ ریشه ای مشکلات توسط دولت ِ یار)

.

آکبلای، تابستان ِ چند سال پیش به معضل ِ کمبود ِ برق برخوردیم! اما از صدقه ِ سر ِ کرامات ِ وزیر نیرو ِ آنوقت این مشکل مثلا حل شد! راه ِ حل شیخ ِ ما چه بود؟  این بود که لامپ های موجود در جاده و خیابان ها و آزادراه ها را یکی در میان خاموش کنیم!

اما چندی که گذشت کاشف به عمل آمد که همچنان معضل سر جایش پا برجاست! اینجا بود که وزارت نیرو به همراه وزارت راه وارد کار شدند تا این معضل را حل کنند. اما این بار راه حل چه بود؟ این بود: پیش خودشان گفتند اصلا سری را که درد نمی کند چرا دستمال ببندیم؟ یعنی پیش خودشان گفتند ازین پس برای جاده های جدیدالتاسیس اصلا چراغ و روشنایی قرار نمی دهیم که مجبور شویم یکی در میانش بکنیم!!!!

و این چنین شد که اکثر جاده ها و حتی بزرگراه هایی که در یک سال اخیر مورد بهره برداری قرار گرفتند فاقد ِ روشنایی هستند!

البته ننه جان ِ کروبی (همان که بعد ها کاشف به عمل آمد که مجهز به دستگاه سنجش ِ تورم نیز می باشد) می گفت که آدم باید قانع باشد، آدم نباید نا شکر باشد! ننه جان ِ مهدی می گفت که خدا ماه و این همه ستاره را آفریده تا جاده ها را روشن کنند، می گفت که به نور ِ همین ستاره ها قناعت کنید و راضی باشید به رضاالله!

آکبلای، دیروز شیداالدین هوار می کشید و می گفت:

در ایران تا بُود ملا و مفتی * به روز ی بد تر از این هم بیفتی

دیوانه است دیگر، اختیار حرف هایش دست ِ خودش نیست، خدا شفایش دهاد!

درد دل های ملاقربانعلی

***

آمرعلی نوشت:

واقعا که دست مریزاد! آقایان اصلا چه کاریست؟ کان لم یکن برق را قطع کنید و خلاص شوید! آنوقت دیگر نه اجباری به صرفه جویی است! نه خدای ناکرده، زبانم لال، هفت قرآن به میان، گوش ِ شیطان کر، کسی را برق می گیرد و می کشد!

***

ردیه ی میرزا بر فیلترینگ:

بازدیدکنندگان عزیز به گیرنده های خودتان دست نزنید، ما فیلتر نشدیم! بلکه تمام ِ وبلاگ های موجود بر روی سرور ِ وردپرس در راستای اعتلای طرح ِ مکرمه ی دسترسی آزاد به اطلاعات و آزادی بیان، مسدود شدند و این امر نیز خود نشانه ی دیگری بود از حل ریشه ای مشکلات توسط دولت یار که از بیخ و بن وبلاگ های وردپرس را برکند!

Advertisements