عفیفه ی ضعیفه یا عفیفه ی سلیطه؟

.

شهر ِ هرت که می گویند همین جا ست! همه روی دور افتاده اند تا در صد تا یک قاز به هم بافی گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و در این امر اندکی اهمال را هم جائز نمی شمارند!

این بار اولیامخدره عفیفه ی ضعیفه، خانم ِ فاطمه رجبی (همسر ِ حاج آقا الهام) که انشالله خدا با خیرالنسا محشورش کند، میکروفن را قاپیدند و شروع کردند به افاضات که «وقتی که رهبر داریم رئیس جمهور می خواهیم چه کار؟ اصلا جمهوری می خواهیم چه کار؟ حکومت اسلامی باید دائر شود»

یکی نیست به این خانم جان بگوید که ما هم می دانیم جناب پرزیدنت برگ چغندر هستند ولی در بوق و کرنا که نمی کنیم! والله بلاخره ملت آبرو دارند!

عفیفه ی عصمت پناهی، گویی که شغال مستی اش گرفته باشد در ادامه فرمودند که معتقد است اگر انتخاباتی وجود نداشته باشد اصلا دعواهایی مثل خرداد هشتاد و هشت پیش نمی آید! پس باید بساط ِ هرگونه انتخابی را ورچید و روی به انتصاب آورد تا از هرگونه نفاق و تفرقه ای جلوگیری شود…

آمیرزا هم می گوید که دست مریزاد، چقدر خوب است که تمام مشکلات را با همین روش عفیفه ی سلیطه به صورت ریشه ای حل کنیم! مثلا بیاییم برق را قطع کنیم تا دیگر کسی را برق نگیرد! گرچه همه را برق می گیرد و ما را چراغ موشی!

باری، در خبر است که در قرن بیست و یکم حتی سیب زمینی ها هم پیشرفت می کنند، والله من نمی دانم پس چرا ما هر روز بیشتر از دیروز پسرفت می کنیم!

القصه، خری رفت یک روز در جلد ِ شیر ، به هر کس که می دید می داد گیر!

.

میرزا قشمشم

 

Advertisements