تفکرات تنهایی

.

والله از وقتی که بابا آمیرزا من را فرستاده مکتب، آملا حسین هر روز صبح ما را به صف می کند و انگاری که بچه یتیم گیر آورده باشد، مثل میرغضب با ترکه اش بالای سرمان می ایستد و چیز هایی را پشت سر هم می گوید و ما بچه ها هم باید صداها مان را در هم انداخته و پشت سرش آن ها را تکرار کنیم، اگر هم اندکی در این کار اهمال بورزیم همانا سر و کارمان با کرام الکاتبین و ترکه ی مبارک و فلک ِ مقدس است. یکی از عباراتی که هر روز صبح باید دم ِ در ِ مکتب هوار بشیم این جمله ی خوش آهنگ است: «مگ مگ آمریکا»!

همیشه در تنهایی به این عبارت فکر می کردم، ولی آخرش هم نمی فهمیدم که این «مگ مگ آمریکا» یعنی چه! تا اینکه به لطف ِ این شهر شهر ِ فرنگ های عصر ِ جدید که گویا خارجکی ها به آن تیویلیزیون می گویند با بزرگی آشنا شدم به نام مگ مگ که مریدان فراوانی داشت با عنوان دوستان زبل! بعد از مشاهده ی قسمت هایی از داستان ِ «مگ مگ و دوستان زبل» که گویا اجنبی ها به آن کارتوون می گفتند، فهمیدم که مگ مگ کیست و کجاست و چه می کند! اما از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان هرچه با خودم کلنجار رفتم نتوانستم ربطی بین این مگ مگ و آمریکا بیابم. آخر این طور که آ ملا حسین می گفت آمریکا غول بی سر و بی تهی است که هیکلش همچون اویار قلی باد کرده است و بر سرش دو شاخ دارد و پاهایش مانند زعفر ِ جن برعکس است و تازه دم ِ نوکش نیش ِعقرب جراره دارد و در سرش حیله های روباه مکاره! اما در عوض این مگ مگ بچه سر به راهی است، گرچه با آن خانم ِ خبرنگار ِ بی روسری و بدحجاب که یک هو وسط داستان هی به هی ظاهر می شود سر و سرّی دارد، اما نمی شود گناه مردم را شست، شاید حلال ِ هم باشند، الله اعلم!

خلاصه باز همچنان در فکر این جمله ی «مگ مگ آمریکا» بودم تا که روزی به ناگه راز ِ این سخن بر من کشف شد! آن جا بود که چند باری فریاد کشیدم یافتم یافتم!

بله، می گویم تا شما هم از این به بعد هر بار که این شعار را می دهید بدانید که منظورتان چیست! منظور شعار ِ «مگ مگ آمریکا» که ما بچه ها هر روز صبح سر ِ صف باید بدهیم این است که «مگ مگ بیا پدر ِ آمریکا را در بیاور»!

.

الکاشف الاسرار قشمشم بچه

مگ مگ و دوستان زبل

Advertisements