خود غلط بود آنچه می پنداشتیم!
.
منت دولت را عزّ و جلّ، که طاعتش موجب قربت است و طرح هایش باعث مکنت! بلاخره این قطار تحول اقتصادی از ایستگاه اول به راه افتاد، ملاقربانعلی امروز می گفت که این طرح اگر تهش به ترکستان ختم نشود قطع و یقین به گلستان هم ختم نمی شود…
آخر یکی نیست به این ملاقربانعلی بگوید که مرد ِ عاقل تو را چه به نظر دادن در این موارد؟ چرا ناشکری می کنی؟ هشتاد و یک تومان پول گرفتی باز هم دو قورت و نیمت باقی است؟ آخر بنده ی خدا مردم با هشتاد تومان پول می روند اروپا و بر می گردند، این که هشتاد و یک تومان است، بگیر و خدا را شاکر باش …
القصه، مردی پای راست بر رکاب نهاد و سوار شد، رویش از کفل اسب بود. او را گفتند: باژگونه بر اسب بنشسته ای. گفت: من باژگونه ننشسته ام، اسب چپ بوده است! … بله عزیزان ِ من، طرح هدفمندی یارانه ها که مشکلی ندارد، اگر مشکلی هم هست از ما ست … از قدیم هم که گفته اند خلایق هرچه لایق ..
باری، این بنده ی عاصی و قاصر، پارسال در عوالم خماری به قلمروی مکافشات افتادم و در رویایی کاذبه آینده را مشاهده نمودم، جسارتاً قلم به دست گرفتم و از روی نفهمی چیز هایی را که دیده بودم در باب سال هزار و چهارصد و چهار سر هم کردم، خمار بودم دیگر، بر آدم خمار هم که منتی نیست. فکر می کردم که واقعا بیست سال دیگر چنین خواهد شد که در مکاشفه دیدم … به پیر به پیغمبر، به رب به رسول، به عینی و به عین الله که اگر من می دانستم این خواب برای نزدیک تر از این حرف هاست، آخر من کف ِ دستم را بو نکرده بودم که همین دو سال دیگر این طوری می شود، گمان باطل می بردم که بیست سال دیگر است!
البته این نوشته را پیشتر از این ها در ستون کناری وبلاگ برای دانلود قرار داده بودم، ولی من باب خالی نبودن عریضه می توانید این نوشته ی کوتاه را از لینک زیر دانلود فرموده و از حوادث سال های آینده مطلع گردید:
دانلود داستان کوتاه ایران 1404.
و من الله توفیق
قربان ِ شما، آمیرزا

Advertisements