سر اومد زمستون
.
آکبلایی، تا آمدیم چشم بر هم بزنیم، دیدیم که سال سر شده است. کدام سال؟ خوب معلوم است دیگر، سال 90 هجری شمسی، سال جهاد اقتصادی، که آی جهاد کردیم، آی جهاد کردیم. باز جای شکرش باقی است که جهاد کردیم، ورنه معلوم نبود که وضع ارز و سکه به کجا ها می رسید. ای به قربان درایتِ آسید عباسقلی بروم من ..
آکبلایی، از قدیم گفته اند که سال جدید را با نفوسِ بد زدن شروع کردن شگون ندارد. ما هم که پایبند به آداب و سنن، می گوییم چشم، سمعاً و طاعتاً. چون شگون ندارد چیزی نمی گوییم و کاری به کارِ کسی نداریم، کاری نداریم که در این سال قیمت همه چیز افزایش سرسام آور یافت، از طلا و سکه و ارز گرفته تا لواشک! کاری نداریم که به آمارِ بیکاری و تورمِ امسال آنقدر آب بسته بودند که حتی مجلس ِ بله قربان گویان هم حاضر نشد که آن را تائید کند. به آمار انتخابات مجلس بله قربان گویان هم که اصلا کاری نداریم، که هیچ کدام از اعداد و ارقامش با هم جور در نمی آمدند و هیچ رقمه به هم نمی خوردند و تماماً ضد و نقیض بودند. کاری نداریم که همه جوره تحریم و ذلیل شدیم، از تحریم بانک مرکزی و خارج شدن از لیست سوئیفت گرفته تا تحریم نفتی و هزار بدبختی دیگر. کاری به برادران لاریجانی و برادران دانشجو و دالتونیسمی که مملکت را فرا گرفت هم ندارم. از همه ی این ها میگذریم و همه را به آنی که آن بالاست واگذار می کنیم. ولی الله وکیلی دیگر به این آمرعلی خان دهدار نمی توانیم کاری نداشته باشیم. آخر منِ ملاقربانعلی با همه ی بی سوادی و کم فهمی و کور ذهنی ام متوجه شده ام که سال تمام شده است. اما گویا این آمرعلی خان دهدار هنوز ملتفتِ این موضوع نشده است و هنوز هم که هنوز است می گوید که تا پایانِ سال دو و نیم میلیون شغل ایجاد می کند و یارانه را چند برابر می کند و مشکل مسکن را ریشه کن می کند و شاخِ غولِ بیکاری را می شکند و قس علی هذا … یکی هم نیست این وسط به این آمرخان بگوید که بابام جان سال سر شده است، آخر پائیز که می گویند همین جاست، به جای در باغ سبز نشان دادن برو و جوجه هایت بشمار ..
.
درد دل های ملاقربانعلی

Advertisements