آشیخ گل برار وارد می شود!
.
آکبلایی، قشمشم آبادی جماعت همه چی می خورد، ولی سرش به سنگ نمی خورد! والله… این سنگ انتخابات دهداری هم که بد سنگی است! از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، هنوز که هنوز است جای اصابتش در دوره ی قبل، روی ملاجم تیر میکشد …
القصه، امسال دوباره شال و کلاه کردیم که برویم رای بدهیم. آخر این آشیخ گل برار خیلی آدم باحالی است! قیافه اش حسابی مقبول است، اصلا مثل این آمرعلی خان کان هو لولو خرخره نمی باشد که حتی یابو هم از دیدنش رم می کند. از این حرف ها گذشته، حرف های قشنگی نیز می زند. خنده های ملیحی نیز تحویل می دهد. سرت را درد نیاورم، خلاصه رفتیم و رای دادیم.
آکبلایی، رای دادن همانا و انتظار اعلام نتایج از سوی دهداری همانا! هرچه صبر کردیم و دانه ی تسبیح انداختیم افاقه نکرد. دیدیم خبری نمی شود، رفتیم جلوی دهداری، گفتیم صبح شد، پس نتیجه چه شد؟ گفتند الله مع الصابرین …
آکبلایی، این را که گفتند، ناخودآگاه یاد چهار سال پیش افتادم. یادم می آید وقتی داشتم همراه میرزا قشمشم میرفتیم تا رای بدهیم، دیدیم یک بنده خدایی دارد جلوی دهداری پارچه ی نتایج را نصب می کند. گفتیم، آخر بنده ی خدا، ما که هنوز رای ندادیم، پس این نتایج چیست؟ گفت آمرعلی خان و آسیدعباسقلی گفتند که نصب کنم. گفتیم مگر می شود؟ باید انتخابات تمام شود، یه چند ساعتی بگذرد، بعد نتایج بیاید، نه الان که هنوز رای نداده ایم. گفت خوب شما برو رای بده، وقتی انتخابات تمام شد، چند ساعتی گذشت، آن وقت بیا این نتایج را بخوان!!!
باز زدیم به جاده خاکی، آکبلایی سرت را درد نیاورم، خدا را شکر آشیخ گل برار بلاخره رای آورد و ما را از نگرانی در آورد. والله ما بیشتر از اینکه آمدن آشیخ گل برار را بخواهیم، نیامدن آکبل دیلماج را می خواستیم! والله فکر کنم بیشتر خوشحالی مان هم از رای نیاوردن آکبل دیلماج بود تا رای آوردن آشیخ گل برار!
بگذریم، امیدوارم همان طور که گفته اند از امسال گندوم ها خوشه هاشان بزرگ تر شود و مشکل کمبود آرد و نان حل شود. امیدوارم آسیدعباسقلی دل رحم تر شود و حق آمرتضی جلاد را بگذارد کف دستش. امیدوارم آشیخ قنبرعلی هم بی خیال مردم شود و این قدر این ممد بی کله را نفرستد که مردم را چوب بزند. امیدوارم مشکل شهری ها هم با قشمشم آباد حل شود و این راه آب ده را باز کنند بلکه این زمین هایمان یخورده سیراب شوند! و هزارها امیدوارم دیگر …
درد دل های ملا قربانعلی
.
پی نوشت اول: در همینجا انتخاب شایسته و به جای آشیخ گل برار را به آسیدعباسقلی و آشیخ قنبرعلی تبریک عرض می کنیم و از زحمات بی شائبه ی آمرعلی خان دهدار نیز تشکر می نمائیم. از خداوند منان خواستاریم تا سایه ی آمرعلی خان را از سر مردم قشمشم آباد کم نکند تا ما هنچنان بتوانیم از او و حکایاتش برای آکبلایی رقعه بنویسیم.
پی نوشت دوم: کسی نمی داند اویارقلی کجاست و چه می کند؟ نگرانش هستیم، اگر خبری از او دارید به ما بگوئید و از نگرانی درمان بیاورید. مژدگانی تان هم محفوظ!
پی نوشت سوم: نه ملاقربانعلی دیگر دل و دماغ درد دل دارد، نه میرزاقشمشم حال و حوصله ی تحلیل، این نوشته هم فقط به میمنت ورود آشیخ گل برار بود، پس ایرادات بسیار و نثر ضعیفش را به بزرگی خود ببخشید.

Advertisements