You are currently browsing the category archive for the ‘خبر’ category.

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم!
.
منت دولت را عزّ و جلّ، که طاعتش موجب قربت است و طرح هایش باعث مکنت! بلاخره این قطار تحول اقتصادی از ایستگاه اول به راه افتاد، ملاقربانعلی امروز می گفت که این طرح اگر تهش به ترکستان ختم نشود قطع و یقین به گلستان هم ختم نمی شود…
آخر یکی نیست به این ملاقربانعلی بگوید که مرد ِ عاقل تو را چه به نظر دادن در این موارد؟ چرا ناشکری می کنی؟ هشتاد و یک تومان پول گرفتی باز هم دو قورت و نیمت باقی است؟ آخر بنده ی خدا مردم با هشتاد تومان پول می روند اروپا و بر می گردند، این که هشتاد و یک تومان است، بگیر و خدا را شاکر باش …
القصه، مردی پای راست بر رکاب نهاد و سوار شد، رویش از کفل اسب بود. او را گفتند: باژگونه بر اسب بنشسته ای. گفت: من باژگونه ننشسته ام، اسب چپ بوده است! … بله عزیزان ِ من، طرح هدفمندی یارانه ها که مشکلی ندارد، اگر مشکلی هم هست از ما ست … از قدیم هم که گفته اند خلایق هرچه لایق ..
باری، این بنده ی عاصی و قاصر، پارسال در عوالم خماری به قلمروی مکافشات افتادم و در رویایی کاذبه آینده را مشاهده نمودم، جسارتاً قلم به دست گرفتم و از روی نفهمی چیز هایی را که دیده بودم در باب سال هزار و چهارصد و چهار سر هم کردم، خمار بودم دیگر، بر آدم خمار هم که منتی نیست. فکر می کردم که واقعا بیست سال دیگر چنین خواهد شد که در مکاشفه دیدم … به پیر به پیغمبر، به رب به رسول، به عینی و به عین الله که اگر من می دانستم این خواب برای نزدیک تر از این حرف هاست، آخر من کف ِ دستم را بو نکرده بودم که همین دو سال دیگر این طوری می شود، گمان باطل می بردم که بیست سال دیگر است!
البته این نوشته را پیشتر از این ها در ستون کناری وبلاگ برای دانلود قرار داده بودم، ولی من باب خالی نبودن عریضه می توانید این نوشته ی کوتاه را از لینک زیر دانلود فرموده و از حوادث سال های آینده مطلع گردید:
دانلود داستان کوتاه ایران 1404.
و من الله توفیق
قربان ِ شما، آمیرزا

سندرم حاد ِ شاخ! (خبر فوری)

.

قشمشم نیوز: براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، موج جدید ِ سندرم شاخ در راه می باشد. براساس پژوهش های آماری این سازمان، مرکز این سندرم کشور ایران می باشد و هم اکنون نیز برخی از مردم این کشور درگیر این سندرم گردیده اند و پیش بینی شده که بیش از دو سوم از مردم ایران در آینده ای نه چندان دور درگیر این سندرم شده و شاخ در خواهند آورد.

سازمان جهانی بهداشت در اطلاعیه ای اعلام کرده است که مردم باید شدیداً از عوامل شاخ زا دوری نمایند. همچنین تاکید شده است که مهم ترین عامل شاخ درآوردن مردم دروغ های عجیب غریب و معروف به دروغ های شاخدار می باشد. لذا توصیه ی اکید شده که تا اطلاع ثانوی از گوش دادن به هرگونه اخبار، سخنرانی و نطقی که از طریق صدا و سیما پخش می شود خودداری گردد.

بسیاری از محققان بر این نظرند که این سندرم بعد از سخنان رئیس الروسا در سفر استانی گلستان وارد فاز جدیدی شده است. جناب پرزیدنت در این استان طی نطقی تاکید فرمودند که «اقتصاد ِ ما عالی است و ذخایر ِ ارزی مان کافی»

پی نوشت: توصیه های ایمنی را جدی بگیرید!

.

ناشرالدین روزنومه چی

ملس! (نشریه ی طنز)

.

با خبر شدیم که در مازندران یک نشریه ی اختصاصی برای طنز منتشر شده است! واقعا باید از طلا نوشت حرف ِ آن حکیم ِ بزرگ توس را که گفت «که مازندران شهر ِ ما یاد باد ، همیشه بر و بومش آباد باد» و آمیرزا هم می گوید که «چو مازندران نباشد تن ِ من مباد» … این نشریه که «ملس» نام دارد در شانزده صفحه منتشر شده است، البته همین شانزده صفحه هم در این اوضاعی که هیچ جا خبری از نشریه ی طنز نیست غنیمت است. درضمن برخی از قسمت های این شماره طنز هایی درمورد شهر ساری است.

آمیرزا همین جا از بروبچه های «دفتر طنز حوزه هنری استان مازندران» تشکر می کند و برای آن ها آرزوی موفقیت می کند و به آنها می گوید: وَچون شِمِه خِنا بِدون، و آمیرزا بَگِرده شِمِه دور!

امیدواریم که شماره به شماره شاهد ِ پیشرفت ِ این نشریه ی نوپا و نوظهور باشیم.

شماره ی اول این دو ماهنامه را می توانید از لینک زیر دانلود کنید:

دانلود نخستین شماره ی دو ماهنامه ی «ملس» با حجم 3.7 مگابایت

دانلود نخستین شماره ی دو ماهنامه ی «ملس» با حجم 1.7 مگا بایت (نسخه ی کم حجم)

البته آمیرزا به تمام دوستان مازندرانی بالاخص ساروی توصیه می کند برای حمایت از این نشریه به تهیه ی نسخه ی چاپی آن اقدام نمایند.

.

شعر زیر را از این نشریه اقتباس شده است:

چون رابطه تو و رئیست کات است

یا چون پسرت پرنده باز و لات است

اعصاب ندارد و عموما قات است

پا تا به سرش دخیل بانک تات است

بنزین شده کیش و باک ماشین مات است

سربی است برنج و پر خطر غلات است

خون از حرکاتمان دل اموات است

تیم ملی ما اسیر احساسات است

باشگاه محل، فاقد امکانات است

بقال سر کوچه تان بد ذات است

البرز عظیم تر ز آرارات است

امروزت اصولا گرو فردات است

پس چاره آن تعدد زوجات است؟

چون حضرت اقتصاد پایش لنگ است

نان شبمان به ویژه زیر سنگ است

دیوار اتاق مرده و بد رنگ است

رایانه تان همیشه اهل هنگ است

نه، چاره آن تعدد زوجات است؟

چون شمس به مولوی ارادت دارد

یا نی ز حدیث جان حکایت دارد

البته همیشه هم شکایت دارد

بازار گره به حد غایت داغ است

خب، چاره آن تعدد زوجات است؟

چون جیب کتت مشکل پولی دارد

یا چون نوه ات عقده کولی دارد

هر چیز برای خود اصولی دارد

باز، چاره آن تعدد زوجات است؟

(ملس – شماره ی اول – صفحه ی 11)

 

عفیفه ی ضعیفه یا عفیفه ی سلیطه؟

.

شهر ِ هرت که می گویند همین جا ست! همه روی دور افتاده اند تا در صد تا یک قاز به هم بافی گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و در این امر اندکی اهمال را هم جائز نمی شمارند!

این بار اولیامخدره عفیفه ی ضعیفه، خانم ِ فاطمه رجبی (همسر ِ حاج آقا الهام) که انشالله خدا با خیرالنسا محشورش کند، میکروفن را قاپیدند و شروع کردند به افاضات که «وقتی که رهبر داریم رئیس جمهور می خواهیم چه کار؟ اصلا جمهوری می خواهیم چه کار؟ حکومت اسلامی باید دائر شود»

یکی نیست به این خانم جان بگوید که ما هم می دانیم جناب پرزیدنت برگ چغندر هستند ولی در بوق و کرنا که نمی کنیم! والله بلاخره ملت آبرو دارند!

عفیفه ی عصمت پناهی، گویی که شغال مستی اش گرفته باشد در ادامه فرمودند که معتقد است اگر انتخاباتی وجود نداشته باشد اصلا دعواهایی مثل خرداد هشتاد و هشت پیش نمی آید! پس باید بساط ِ هرگونه انتخابی را ورچید و روی به انتصاب آورد تا از هرگونه نفاق و تفرقه ای جلوگیری شود…

آمیرزا هم می گوید که دست مریزاد، چقدر خوب است که تمام مشکلات را با همین روش عفیفه ی سلیطه به صورت ریشه ای حل کنیم! مثلا بیاییم برق را قطع کنیم تا دیگر کسی را برق نگیرد! گرچه همه را برق می گیرد و ما را چراغ موشی!

باری، در خبر است که در قرن بیست و یکم حتی سیب زمینی ها هم پیشرفت می کنند، والله من نمی دانم پس چرا ما هر روز بیشتر از دیروز پسرفت می کنیم!

القصه، خری رفت یک روز در جلد ِ شیر ، به هر کس که می دید می داد گیر!

.

میرزا قشمشم

 

موشموشک تو سوراخ نمی رفت، جارو به دمش می بست!

(یا همون یارو را در دهکده راه نمی دادند، سراغ ِ خانه ی کدخدا را می گرفت)

.

منت خدای را عز و جلّ که طاعتش موجب قربت است و خلقتش باعث ِ عبرت! نمی دانم حکمت ِ آفرینش ِ ما ایرانیان چه بوده که هرچه خبر عجیب و اتفاق غریب است از ملت ِ شریف ِ ما آب می خورد و دود ِ جمله ی خوارق عادات و اتفاقات ِ نادر الکالمعدوم و چیزهای صعب الانکشاف از کنده ی کشور ِ عزیز ِ ما ایران بلند می شود! به قولی از این مرد و زن شمس و قمر نام، نزاید جز عجب هر صبح و هر شام!

قضیه از این قرار است که سپاه پاسداران آمده و برای حل مشکل آلودگی نفتی خلیج مکزیک اعلام آمادگی نموده است! اگر بخواهیم خودمانی صحبت کنیم باید بگوئیم که برادران ِ خدوم به آمریکایی ها پیغام فرستاده اند که اگر شما عرضه ندارید نشت ِ نفت در خلیج مکزیک را مهار کنید، ما بچه هایمان را بفرستیم تا سر و تهش را به هم بیاورند!

حالا یکی هم نیست که به این آقایان بفرماید که اگر شما لالایی بلد بودید، چرا این چاه نفت خودمان که یکی دو ماه ِ پیش آتش گرفت را خواب نمی کردید؟

من نمی دانم یک ینده خدایی نیست به این ها بگوید که شما که ازین کرامات دارید چرا به داد ِ لوله های نفتی ِ زیر دریایی خودمان نمی رسید؟ که ما هم مجبور نشویم هر وقت که عمق این این لوله کشی ها از یک سطحی پائین تر می رود دست به دامن همین اجانب بشویم!

لابد این عزیزان پیش خودشان فکر کرده اند که آمریکایی ها عمراً ما را داخل بازی راه بدهند، پس هرچه دلمان می خواهد می گوئیم. حالا درست است که آمریکایی ها شما را به چشم ِ لولوخرخره می بینند و دزد هم دست ِ شما نمی دهند، ولی برادر ِ من تعارف آمد و نیامد دارد، کار ِ دنیا که حساب و کتاب ندارد، یک وقتی دیدید آمریکایی ها محض مزاح و من باب ِ خنده و رو کم کنی آمدند به شما گفتند که بفرمائید، این شما و این گوی و این میدان، بیائید و نشان بدهید چند مرده حلاج هستید!!! خوب آنوقت است که به قول معروف سر ِ گاو در خمره گیر می کند و باید خر آورد و بی آبرویی بار کرد! برادر ِ من چرا عاقل کند کاری که باز آرد یک من بی آبرویی؟؟؟

آقای من همین پروژه ی پارس جنوبی را بگیرید و دست از سر ِ نفت ِ خلیج مکزیک بردارید! به قول ِ شاعر: چو عنقا را بلند است آشیانه ، قناعت کن به تخم ِ مرغ ِ خانه!

.

العبد الاحقر میرزا قشمشم

عقل در بدن نباشد، جان در عذاب باشد!

.

آقا جان خجالت هم خوب چیزیست! صدا و سیما هم صدا و سیمای قدیم، اگر چیزی نداشت لااقل دو مثقال حیا در قوطی اش یافت می شد! آخر عزیز من ارتحال امام حرمت دارم، چرا در روز ارتحال امام دم به دم اعلامیه ی طنز پخش می کنید و هی به هی زیرنویس خنده دار از زیر صفحه رد می کنید؟ خوب آدم کفری می شود دیگر! از روح امام خجالت نمی کشید که این طور در روز وفات ِ جانگدازش ملت را می خندانید! مگر نشنیده اید که امام جعفر صادق گفته است که هرکسی بگرید و دیگران را نیز بگریاند بهشت بر او واجب می شود؟ پس چرا باز طنز در روز رحلت امام پخش می کنید؟

چه شده؟ یعنی نمی دانید؟ در تلویزیون توسط اخبارو زیر نویس اعلام شد که «هلال احمر از داوطلبان طرفدار آزادی، برای اعزام چند کشتی به غزه اسم نویسی می کند»!!!!!

جانم؟ طنز نیست؟ واقعی است؟ هوم؟

خوب با عرض پوزش مثل اینکه اشتباهی پیش آمده بود! پس تا کشتی پر نشده است، زودتر برویم به صف مومنین حق پو و آزادی جو بپیوندیم! آمیرزا اگر دیگر آمرعلی را ندیدی حلالش کن، دیدار به قیامت!

.

جناب مستطاب آمرعلی

دیگی که واسه من نجوشه، بزار سر سگ توش بجوشه!

(اندر احوالات پاسخ روسیه به ایران)

.

ضایع شدیم و رفتیم، تا باد چنین بادا! ***** افسار چه بگسستیم، تا باد چنین بادا!

و ما جرا بدان جا رسید که حضرتنا و مولانا و شیخ الرئیس الروسانا محمود جان محبوب ِ دوران، از مواضع دو پهلو و دودوزه بازانه ی روسیه به تنگ آمدند و در بوق و کرنا کردند که ای روس، ای مظهر سالوس، مشو لوس، بکن موضع ِ خود معلوم، تا نشوی در نظر ِ ما معدوم!

این سخنان شدیداً بر مقامات گند ِ دماغ ِ روس گران آمدند و پاسخ فرستادند: آی عمو زر مزن، وارد بازی شده ای جر نزن، هر کی به فکر ِ خویشه، کوسه به فکر ِ ریشه، ما هم به فکر خویشیم، پیچ که بیاد میپیچیم!

قربان ِ شما ادیب الفقرا

.

.

بله عزیزان ِ من!در پست ِ قبل گفته بودیم که حرف های روسیه برای ما بند ِ تنبون نمی شود، ولی فکر نمی کریدم که روس ها به این زودی بزنند به تیپ و تاپ ِ ما!

چند روز پیش رئیس جمهور ایران فرمودند که روسیه باید مواضع خودش را روشن کند و مشخص کند که دوست ِ ماست یا در مقابل ِ ما!

این بیانات بوی تعیین تکلیف می دادند بنابراین مقامات روسی در پاسخ به این سخنان رسماً اعلام نمودند: ما به فکر ِ منافع خودمان هستیم!

الغرض، در پاسخ ِ روسیه عبرت ِ فراوان است برای خردمندان!

العبد الاحقر میرزا قشمشم

ممه رو لولو برد!

.

عادت کرده ایم که هر چند وقت یکبار در این دیار همیشه بهار، یک معجزه و خرق عادتی ببینیم که عمرا ً نظیرش را در قوطی هیچ عطاری یافت شود! این بار در اخبار از ائتلاف ِ مثلث ِ ایران – ترکیه – برزیل برای تبادل سوخت هسته ای شنیدیم!

این خبر ابتدا آمریکا را متعجب و گیج و ویج کرد، اما گویا بیشتر از آمریکا، ترکیه و برزیل را متعجب و بسی خوشحال کرد، به طوریکه از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند، زیرا این دو کشور (منظور ترکیه و برزیل) پیش خودشان یک دو دو تا چهارتایی کردند و به فراست دریافتند که دیگر سوراخ دعا را یافته اند و از این پس می توانند چشم امیدی به منابع لایزال ِ اورانیوم ایران داشته باشند! پس کبکشان حسابی خروس می خواند!

بله عزیزان من، این طوری بود که جناب ِ اردوغان، نخست وزیر ِ محترم ترکیه که از چند روز قبل از اجلاس ِ تهران، قبیحانه اعلام می کرد که پایم را در تهران نمی گذارم، یکهو صبح ِ روز اجلاس فیلش یاد هندستون می کند و با عجله سفرش به آذربایجان را لغو می کند و فی الفور و سراسیمه خودش را به تهران می رساند! و همانا در این رفتار جناب اردوغان نشانه هایی است برای «هُم یَتفَکرون»!!

خلاصه، تا الان فقط دلار به حزب الله و شمش طلا به حماس و نفت ِ مفت به چین و گاز ِ زیر ِ قیمت به پاکستان و حق و حقوق ِ مالکیت دریای خزر به روسیه و پول ِ مفت بابت بنزین به ونزوئلا می دادیم! حالا به هول و قوه ی الهی انگاری می خواهیم سوخت هسته ای مفت هم به ترکیه و برزیل بدهیم!

آکبلای حالا که داریم این وسط به هر شغالی باج ِ سبیل می دهیم، بد نیست نگاهی هم به گذشته داشته باشیم! به گذشته نگاهی بیندازیم تا یادمان نرود که این دوستان ِ صدیقمان (اعم از روسیه و چین و ونزوئلا و الی آخر) معمولا عادت دارند که هم از توبره بخورند و هم از آخور و به عبارتی هم خر را می خواهند و هم خرما را و برای همین است که یکی به نعل می زنند و یکی به میخ! این ها را گفتیم که اگر فردای روزگار، ازقضا سرکنگبین صفرا فزود و روسیه و چین در شورای امنیت به ضرر ما رای دادند تعجب نکنید! و همچنین اگر خدای ناکرده، ترکیه 1200 کیلوگرم سوخت هسته ای ما را تحویل گرفت و خبری از 120 کیلوگرم سوخت 20 درصدی که باید تحویل بدهند نشد، باز هم تعجب نکنید!

بله آکبلای! اگر سوختمان را گرفتند و خودشان را زدند به کوچه ی علی چپ، آنوقت است که باید بگوئیم: حاجی! ممه رو لولو برد!

الکاشف الاسرا میرزا قشمشم

.

ملا قربانعلی نوشت:

آکبلای، اصلا من گاگولم و نمی فهمم، شما که می فهمی به من بگو! به من بگو که مگر قرار نبود خودمان اورانیوم 20 درصد غنی شده تولید کنیم؟ مگر نگفتیم که می توانیم؟ مگر تصاویر استارت زدن ِ خط تولید اورانیوم بیست درصد را در تلویزیون پخش نکردید؟ پس حالا چه شده؟ یعنی همه ی آن ها کشک بود؟ بابا دست مریزاد!

ای خسرو خوبان نظری سویِ گدا کن!

.

قضیه از این قرار است که روزی روزگاری، یک بنده ی بی خدایی از خیابان رد می شد، همین طور که سر بی صاحابش را به این طرف و آن طرف می گرداند، چشمان منحوسش به تابلویی افتاد که روی آن نوشته بودند بانک! داخل ِ بانک رفت و پرسید که اینجا چه می کنید؟ گفتند وام می دهیم. گفت به من هم می دهید؟ گفتند چقدر می خواهی؟ گفت هیچی، یه چند هزار میلیارد تومان! به او دادند و گفتند بفرما، فقط سر فرصت بیا و این پول را پس بده، یارو هم مثل بچه های خوب گفت به روی چشم!!! و چند هزار میلیارد را گرفت و رفت و فوقع ماوقع!!!

ها ؟ این طوری نبود؟ چرت و پرت می گویم؟ امکان ندارد؟ می فرمائید که برای خارج کردن چند هزار میلیارد پول به اجازه ی رئیس کل بانک نیاز است؟ برای دریافت این همه پول از خزانه باید وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی را در جریان گذاشت؟ چی؟ هیچی که نخواهد حداقل وثیقه و ضامن را لازم دارد؟

استغفرالله، این چه حرفیست که شما می زنید! یعنی شما می گوئید که رئیس بانک و وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی، همه تو زرد بودند؟ نه برادر این چه حرفیست! چرا به مومنین ِ خدا تهمت می زنید! چرا گناه مردم را می شورید؟ مگر نمی دانید کسی که غیبت می کند انگاری که دارد گوشت برادر مرده ی خودش را می خورد! پس دیگر از این حرف ها نزنید! درضمن کور که نیستیم می بینیم که وثیقه نگذاشته است، وگرنه این بانکی های بنده خدا برای پس گرفتن پولشان مثل اسفند روی آتش نمی شدند!

خوب پس قضیه همانی بوده که من گفتم! بنده ی بی خدا گذری راهش به بانک افتاد، و هیچ قصد و نیتی دربین نبود!

حالا چه شده؟ خوب یارو پول را گرفت، مثل این بود که گوشت را بدهند دست گربه! گرفت و رفت و دیگر پشت سرش را هم نگاه نکرد! رفت که رفت! بانکی ها هم که دیدند یارو اصلا به روی مبارک خودش نمی آورد، دست به دامن وزیر و سفیر شدند و صغیر و کبیر را واسطه قرار دادند بلکه یارو حیا کند و پول ها را پس بیاورد، ولی خبری از پول ها نشد که نشد!

این جا بود که دیگر بانکی ها دست به دامن ِ جناب ِ مستطاب ریاست قوه ی قضائیه شدند، جناب هم وقتی شصتش خبردار شد که قضیه از چه قرار است، غیرتی شدند و محض اتمام حجت اولتیماتوم دادند که اگر پول ها را پس نیاورید اسمتان را می گوئیم ها!

***

جناب ِ رئیس! حالا اگر، مثلا یارو نیامد و پول را پس نداد، که البته نخواهد آمد و نخواهد داد، شما جدی جدی می خواهید اسمش را بگوئید؟ جداً؟ ای وای خاک وچوک! جان ِ میرزا راست می گوئید؟ اسمش را می گوئید؟

خوب حالا فرضا اسمش را گفتید! اسمش مگر برای خزانه دلار و تومان می شود؟ اسمش را می گوئید که مردم چه کنند؟ چماق بگیرند بروند پول خزانه را از آنها پس بگیرند؟ اسم آنها را می گوئید که چه بشود؟ با این پولی که این ها بالا کشیده اند و اخلالی که در نظام اقتصادی به بار آورده اند مجازاتشان فقط گفتن اسمشان است؟

که البته تا الان حتی اسم ها را هم نگفته اید!

.

العبد الاحقر میرزا قشمشم

باز هم حجت تمام شد!

.

آکبلای، من ِ ناقص العقل آخر نفهمیدم که این حجت چه است که هی و هی تمام می شود! والله نمی دانم این چه است، ولی گویی در این مملکت، حجت حتی از تعداد رای دهندگان به کروبی هم کمتر است که تند و تند تمام می شود! از قضا حجت چیز مهمی هم هست! آخر هر وقت تمام می شود عالیجنابان و بزرگان و حجج الاسلام ها به سر و صدا در می آیند و اعتراض می کنند و کسی از عوام کالانعام در باب تمام شدن حجت دمی نمی زند!

این بار هم که جناب مستطاب دامت افاضاته، آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته و مد ظله العالی) فرمودند که دیگر حجت بر دولت تمام شده است و باید جلوی بدحجابی را بگیرد!

عالیجنابان حکومت پناهی هم که دیدند باز هم حجت به سر آمد، دست جنبانیدند و در پی آن برآمدند که لایحه ای در باب تاسیس «وزارت امر به معروف و نهی از منکر» تقدیم مجلس کنند!

در باب وظایف این وزارت خانه هم فقط بروی مبارزه با بدحجابی تاکید می کنند! گویی که امر به معروف و نهی از منکر فقط محصور در حال و احوال و سر و وضع و سرخاب سفیداب ِ خانم هاست!

باری، در اخبار و احادیث از امام حسین نقل کرده اند که هدفش از حضور در کربلا، امر به معروف و نهی از منکر بود. با قضایای پیش آمده و این که رسما اعلام شده است که امر به معروف، دستور به حجاب و نهی از منکر، بازداشتن از بدحجابی است پس به این نتیجه می رسیم که العیاذ بالله در کربلا نیز قضیه ناموسی می بوده است نه جنگ بر سر بیعت و خلافت!

.

میرزا قشمشم

حکایت ِ هفته!

یکی از دیگری پرسید که قلیه را به قاف کنند یا به غین؟ گفت: قلیه نه بر قاف کنند و نه به غین، قلیه به گوشت کنند

جیک جیک های میرزا در توئیتر

برای با خبر شدن از به روز شدن این وبلاگ می توانید در خبرنامه ی وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در خبرنامه، ایمیل خود را در کادر پائین وارد نمائید.

به 8 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: