You are currently browsing the category archive for the ‘طرح های اقتصادی’ category.

از طلا بودن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید!
.
آقا ما که کاره ای نبودیم، ما مثل همیشه ویلان و سرگردان ِ روزگار بودیم، کاری به کار ِ کسی نداشتیم. یک هو دیدیم سر و کله ی یکی پیدا شد، نمی دانم که بود، ولی می گویند که انگاری شعیب بن الصالح بود! خلاصه این شعیب خان آمد و گفت که بیائید می خواهم به شما پول و نون بدهم، آب و دون بدهم، دیگه نمی دانم ساز و مزقون بدهم.
آخر قرار نبود این طوری بشود. والله، آمد گفت که می خواهم پول نفت را به شما بدهم، من نمی دانم این پول نفت چه کوفتی است که هروقت یکی می گوید می خواهد آن را به ما بدهد، همین صنار سه شاهی مان را هم می ستاند!
بله، جانم برایتان بگوید که، این دفعه هم قرار شد پول نفت پایش به سفره ی ما باز شود، نه اینکه می گویند سگ زرد برادر شغال است، پول ِ نفت هم عمقالی ِ فیش ِ گاز است! پول نفت که داشت می آمد سر سفره ی ما، پیش خود گفت بد است تنهایی بیاید، پس دست ِ فیش گاز را هم گرفت و گفت بیا دو تایی با هم برویم! نمی دانم چه شد که پول نفت این وسط چپو شد. شاید پول نفت رفت پیش آن یازده میلیارد دلاری که در درآمد های نفتی کم آمد و مجلس هم نفهمید که چه شد کی برد و کجا خورد! نمی دانم والله، شاید هم رفت پیش ِ همان هفتاد و نمی دانم چند درصد تخلف از بودجه! الله اعلم، ما که نمی دانیم، ولی شاید مثل سهام بیمه ی ایران رفت توی انبان یا جیب ِ تنبان ِ دوست و رفقای صاحب محفل در ساختمان فاطمیه! شاید هم رفت پیش همان هزار و دویست میلیاردی که آقای فلانی وام گرفت و نداد و رفت مرکب ِ شعیب بن الصالح را خرید و ایضاً سهام ِ بانک سامان و بانک گردشگردی را، خلاصه هرچه که بود پول نفت رفیق ِ نیمه راه شد و فیش گاز تک و تنها آمد سر سفره ی ما!
.
الکاشف الاسرار، قشمشم بچه

مجبوری آقا می فهمی؟

.

پای سخنان ملا رکن الدین نشسته بودیم. مطابق معمول سوالات و شبهات را عرضه می داشتیم و از دریای بیکران ِ علم ملا پاسخ بر می داشتیم.

یکی از میانمان بپرسید: آملا قربان آن ارخالق و شبکلاهت، قرار است که یارانه ها هدفمند شوند. می گویند که با هدفمندی یارانه ها قیمت ها تعدیل می شوند. این «تعدیل قیمت» یعنی چه؟

آملا بفرمود: تعدیل بر وزن تفعیل به معنی … هومممم… از ریشه اش بگذریم، الیوم تعدیل قیمت به معنی «افزایش قیمت» می باشد!

باز بپرسید: خوب اگر گرانی شود ما چه خاکی بر سر بریزیم؟

آملا بفرمود: والله، بعد از اجرای طرح مردم در سه دسته متحد گردند. دسته ی اول متشکل از جماعت مال دار و پول دار و ثروتمند و متمول و حاجی بازاری و ازین قبیل می باشد. این دسته که بحمد الله جیبشان پر است و غمشان نیست، پس دارند و هرچقدر که دلشان خواست مصرف می کنند! خدا بیشتر بهشان بدهد. دسته ی دوم عادیون هستند، که درآمد معمولی دارند و خوب باید کمی مراعات کنند. یعنی وقتی ندارند مجبور اند که کمتر مصرف کنند، بلاخره باید بسوزند و بسازند. دسته ی سوم هم که فقرا و ضعفا هستند و متاسفانه در آن موقع احتمالا چیزی ته خورجینشان نمی ماند و از آنجایی هم که بی مایه فطیر است، لذا این بندگان خدا هم نباید چیزی مصرف کنند.

بپرسید: آملا، این که همه ش به ضرر متوسطین و مستضعفین شد! اصلا این طور که نمی شود، مگر می شود آدم زنده چیزی مصرف نکند که شما در مورد فقرا چنین حکمی روا می دارید؟

آملا بگفت: حالا چه کسی گفت که قرار است بعد از هدفمندی یارانه ها فقرا زنده بمانند؟ خدایشان بیامرزد، میّت هم که مصرفی ندارد!

بپرسید: آملا این طور که نمی شود، یعنی راهی چاهی چیزی نیست جلوی پای ما بگذاری تا ما را زنده نگه دارد؟

ملا رکن الدین بگفت: در خبر است از برادرم ملا نصرالدین، که روزی وی را گفتند اگر در میان اقیانوس کوسه ای به تو هجوم آورد چه می کنی؟ بگفتا که از درختی بالا می روم، وی را بگفتند چطور از درختی که وجود ندارد می خواهی بالا بروی؟ بگفتا وقتی مجبور باشم می روم، می فهمی؟ مجبور! … باری این بندگان خدا هم مجبورند دیگر، مجبور …

بگفت: یعنی چه؟ یعنی ما هم باید از درخت بالا برویم؟

آملا بگفت: والله، اگر درخت گیر نیاوردید، دیوار که هست و البته چه دیورای کوتاه تر از دیوار ملت! می توانید از دیوار ملت بالا بروید!

 .

 پی نوشت:

این پی نوشت ِ تصویری صرفا جهت اطلاع مازندرانی ها و بالاخص دوستان ساروی می باشد:

در محفل رندان

شیخ ِ ما گفت خطا بر قلم ِ بانک نرفت، آفرین بر نظر ِ پاک خطا پوشش باد!!!

.

والله گفتن ندارد، ولی من آخرش نفهمیدم چرا در تلویزیون اعلام می شود که اقتصاد ما پویا و در حال پیشرفت است، اما سرمان را که بر می گردانیم می بینیم اسکناس ده هزار تومانی چاپ شده است! نمی دانیم دم ِ خروس را باور کنیم یا قسم ِ حضرت عباس را …

به خدا گفتن ندارد، ولی می گویند که این اسکناس های ده هزار تومانی که چاپ شده اند، شعر ِ سعدی را در پشتشان به صورت غلط چاپ کرده اند و به جای بنی آدم اعضای یک پیکرند نوشته اند بنی آدم اعضای یک دیگرند!!! .. والله آمیرزا می گفت که این شاید ترفند بانک مرکزی باشد تا کسی نتواند این پول را جعل کند، آخر دزد و جاعل هر چقدر هم که بی سواد و جاهل باشد، باز هم شعر بنی آدم اعضای یک پیکرند را بلد است، آنوقت پشت ِ اسکناس های جعلی شعر را درست یادداشت می کند و به همین راحتی لو می رود، پس نتیجه اینکه اگر اسکناس ده هزاز تومانی به دستتان رسید حتما دقت کنید که شعر ِ پشتش غلط باشد وگرنه تقلبی است!!! بنازم این هوشمندی و تدبیر ِ مردان ِ بانک مرکزی را ….

گفتن ندارد ها، ولی سرم از این تورم گیج و ویجه، تو هم ول کن نتیجه بی نتیجه!!

.

درد دل های ملاقربانعلی

برنامه بیست ساله توسعه!

.

حتما می دانید که 1404، سال ِ موعود و سر رسید ِ برنامه ی 20 ساله ی توسعه می باشد و برطبق برنامه ریزی ها و پیش بینی هایی که کارشناسان دولتی انجام داده اند قرار است که در سال 1404 ایران در اقتصاد، ورزش، علم و فرهنگ به قطب اول منطقه تبدیل شود و همچنین قدرت بلامنازع سیاسی و نظامی خاورمیانه شود!

نه نه! فکر نکید که شوخی می کنم! به جان ِ میرزا برنامه ی بیست ساله ی توسعه چند سال پیش تدوین شد و این چیزهایی را که درموردش گفتم جوک نبود! به جان ِ ملاقربانعلی راست می گویم! ای بابا چرا می خندید!

خوب به من چه که ایران در ورزش پسرفت کرده است و از قدرت اول آسیا بودن به یک تیم سرخورده حتی در خاورمیانه تبدیل شده است!

خوب به من و شما چه که اقتصاد ما جزو ضعیف ترین اقصاد های جهان است و پولمان از نظر ارزشی به یکی از سه پول بی ارزش دنیا تبدیل شده است! … تحریم هستیم که هستیم! اصلا مگر تحریم ربطی به اقتصاد دارد؟ ملت غیور که تحریم سرش نمی شود!

ای بابا، شما چه کار دارید که چرا تمام تحصیل کردگان ما دارند از کشور می روند! اصلا چه کسی گفته که برای پیشرفت علمی نیاز به دکتر و مهندس داریم!

اصلا مگر ما فضولیم که بپرسیم اگر می خواهیم پیشرفت فرهنگی کنیم، چرا روزنامه ها را توقیف می کنیم! والله به ما چه!

چی؟ می گوئید با وجود حضور آمریکا در عراق و افغانستان و پایگاه های نظامی اش در آذربایجان و همچنین حضور روسیه در بالای سرمان، چطور می توانیم قدرت اول نظامی شویم؟ خوب به ما چه! گفتند می شویم حتما می شویم دیگر!

ای بابا شما چه کار به این کار ها دارید! شما فقط اعتماد کنید! اگر الان شکمتان خالی است غمتان نباشد، عوضش سال 1404 گوشت بوقلمون در سر سفره هایتان خواهید داشت (البته به همراه همان نفت که از چهار سال پیش در سر سفرهایمان حاضر شده است)

.

العبد الاحقر میرزاقشمشم

یارانه و تقیه!

.

آمیرزا! دیدی چه شد؟ دیدی نانمان را آجر کردند؟ دیدی ما را که به نان شب هم محتاج بودیم فکندند در خوشه ی سوم؟ یعنی هیچ یارانه ای به ما تعلق نمی گیرد!

عجب دوره و زمانه ای شده! سی سال ِ پیش به اسم ِ آب و برق ِ مفتی ریختیم در خیابان ها ، حال ببین چه بلایی بر سرمان آمده! یکی هم نیست که داد بزند: کو آب و برق ِ مفتی! کو پول ِ نفت که گفتی؟ یارانه رو می خواستی اول چرا نگفتی؟

ای خدا! من ِ ابله را بگو که فرم های درآمد خانوار را راست و حسینی پر کرده بودم! این همسر ِ ناقص العقلم می گفت که دروغ بنویس و درآمدت را کمتر اعلام کن! من گوش نمی دادم! می گفتم: من مسلمان! مسئولین هم مسلمان! اسلام هم که دین ِ حق و حقیقت! پس دیگر دروغ چرا؟ اصلا جز راست نباید گفت!!!

ای روزگار! من ِ بدبخت چه می دانستم که هر راست نشاید گفت! من ِ کم سواد نمی دانستم که امام محمد باقر گفته بود: هرکس تقیه ندارد ایمان ندارد ، من ِ بی نماز و روزه ، خبر نداشتم که در خبر است از امام صادق که دو سوم دین تقیه است!

ای خدا! چرا راست گفتم؟ چرا فرم ها را بی شیله و پیله پر نمودم؟ ای کاش ایمان داشتم و تقیه می کردم!

آمیرزا! اغنیا مرغ و مسما می خورند! با غذا کنیاک و شامپا می خورند! منزل ِ ما جمله سرما می خورند! کشور ِ ما بدتر است از گردنه!

.

اوستا گریه

توهمات نابهنگام! (درباب هدفمند کردن یارنه ها)

.

آی عزیزان! ولله که این نئشگی ِ لامذهب بد چیزیست! همین که آدم نئشه می گردد سر از عوالمی در می آورد و فکر هایی می کند که نگو و نپرس! حال فکر کنید که یک ملت نئشه شود! چه می شود؟ و چه فکر هایی می کند؟

مثلا ملت ِ نئشه می تواند فکر کند که میزان واردات گاز را از ترکمنستان دو برابر کردیم! و اصلا فکر نکند که این ترکمنستان هم مثلا همان ترکمنستانی است که دو سال پیش مثل ِ شمرذی الجوشن که آب را بروی حسین بست ، خط ِ گاز ِ ما را مسدود نمود و ما را دچار کمبود گاز کرد!

مثلا فکر کند که پس از هدفمند کردن ِ یارانه ها ملت باید گاز را به قیمت جهانی از دولت بخرند و اصلا هم به این فکر نکند که این گاز هم مثلا همان گازی است که به پاکستانی ها زیر قیمت جهانی می دهیم! و ایضا این پاکستان هم مثلا همان پاکستانی است که می گویند بمب می گذارد و ملت را به کشتن می دهد!

مثلا ملت می تواند در حیض و بیض ِ نئشگی فکر کند که بعد از حذف ِ یارانه ها برق را باید چهار برابر قیمت فعلی بخرد و اصلا هم به آن فکر نکند که قرار است مثلا یک و نیم برابر قیمت جهانی پول بابت برق بدهد!

همین طور می تواند فکر کند که شبکه ی توزیع و انتقال نیرو در کشور 25 درصد تلفات دارد و اصلا به آن فکر نکند که چرا پس از هدفمند کردن یارانه ها ، هزینه ی تلفات باید روی قبض وی ظاهر شود!

فکر کند که هدفمند کردن یارانه ها گرفتن حق فقرا از اغنیاست و اصلا به این فکر نکند که چرا حق فقرا به جای اینکه به خودشان داده شود باید به صندوق دولت واریز شود!

پس رفع نئشگی و در عوالم خماری ، ملت می تواند به این فکر کند که تورم مثلا بیست و چند درصد است! و اصلا به این فکر نکند این تورم پس از هدفمند کردن یارانه ها مثلا چهل و خورده ای درصد می شود!

ملت ِ خمار باید در خماری این فکر بماند که چرا قبل از انتخابات سود ِ سهام عدالت 80 هزار تومان بود و بعد از انتخابات به 40 هزار تومان کاهش یافت!

.

خمارالدین آمرعلی

حکایت ِ هفته!

یکی از دیگری پرسید که قلیه را به قاف کنند یا به غین؟ گفت: قلیه نه بر قاف کنند و نه به غین، قلیه به گوشت کنند

جیک جیک های میرزا در توئیتر

برای با خبر شدن از به روز شدن این وبلاگ می توانید در خبرنامه ی وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در خبرنامه، ایمیل خود را در کادر پائین وارد نمائید.

به 8 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: