You are currently browsing the category archive for the ‘متفرقه’ category.

در حلقه ی رندان

.

چندی پیش (منظور سیزدهم آبان) شاهد برگزاری شب ِ شعر طنزی در ساری با عنوان «در حلقه ی رندان» بودیم که محصولی بود از مشارکت ِ دفتر طنز حوزه هنری تهران و دفتر طنز حوزه هنری ساری. محفل جالبی بود و آثار خوبی قرائت شد. به دوستانی که برای اجرای این مراسم تلاش کردند خسته نباشد و دست مریزاد می گوییم.

 محض نمونه چند فایل صوتی از این مراسم را در این جا قرار می دهم تا دوستانی که در این مراسم نبودند هم گوش کنند و لذت ببرند.

دانلود شعر ِ «یارانه ها» (متاسفانه اسم این شاعر را به یاد نمی آور)

دانلود شعر ِ «هیئت وزیران» (این اثر هم کار ِ همان شاعر قبلی است)

دانلود شعر ِ «جراحی اقتصاد» (اثر ِ خانم سمانه فیاضی، این شعر در شماره ی دوم مجله ی ملس هم آورده شده است)

پی نوشت: به علت فقر ِ سرعت اینترنت، قرار دادن فایل های بیشتر برای آمیرزا مقدور نبود، انشالله که خود مسئولین دفتر طنز ساری تمام آثار این مراسم را با کیفیت بالا برای دانلود عموم قرار روی سایتشان قرار دهند.

به یاد ِ پدر!

.

از آنجایی که سالروز ِ وفات ِ پدر این بنده رسیده و از آنجایی که پدرم علاقه ی خاصی به اشعار میرزاده عشقی (مخصوصا شعر ِ جمهوری سوار)، نسیم شمال، ایرج میرزا، فرخی، عبید زاکانی(مخصوصا شعر ِ گربه و موش) و ازین قبیل شعرا ها داشت، گفتم محض شادی ِ روحش یکی از اشعاری که بسیار دوست می داشت را در اینجا بیاورم. شعری است از «میرزاده عشقی» که پدرم بسیار آن را برایم می خواند:

باور مکن

جان پسر گوش به هر خر مکن ***** بشنو  و  باور  مکن

تجربه را باز مکرر مکن ***** بشنو  و  باور  مکن

مملکت ما شده امن و امان ***** از همدان تا طبس و سیستان

مشهد و تبریز و ری و اصفهان ***** ششتر و کرمانشه و مازندران

امن بود ، شکوه دگر ، سر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

یافته اجحاف و ستم خاتمه ***** نیست کسی را ز کسی واهمه

هست مجازات برای همه ***** حاکم مطلق چه بود محکمه

محکمه را مسخره دیگر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

فسخ شد آئین ستم گستری ***** هیچ دخالت نکند لشکری

در عمل مذهبی و کشوری ***** نیست بقانون شکنی کس جری

شکوه سپس بر سر منبر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

نیت ملت چه بود : ارتجاع ! ***** کهنه پرستیش محل نزاع

قصد وزیران نبود : انتقاع ***** دولتیان ده نکنند ابتیاع

نیت بد ، جان برادر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

صحبت جمهوریت از بین رفت ***** غصه مخور این نیت از بین رفت

فرقه ی بی تربیت از بین رفت ***** زمره ی عاریت از بین رفت

خاطر آسوده مکدر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

نیست بر این ملت یک لا قبا ***** فکر اجانب پس از این رهنما

هست دگر موقع صلح و صفا ***** نیست ز هم دولت و ملت جدا

واهمه از توپ شنبدر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

تکیه ی دولت همه بر ملت است ***** ملت از آن ، حامی این دولت است

لندن از این حادثه در حیرت است ***** مسکو از این واقعه در زحمت است

دولت حقه است ، فغان سر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

خارجه انهار خراسان نبرد ***** اسکله و شیله ی گیلان نبرد

خطه ی بحرین به عمان نبرد ***** آبروی ملت ایران نبرد

دیده از بن غصه دگرتر مکن

بشنو  و  باور  مکن

***

نیمه ی شب ها سر بیراهه راه ***** کشته شدار چند نفر بیگناه

بود غرض راحت خلق اله ***** هست سفارت سخنم را گواه

جان بده و مفسده ی شر مکن

بشنو  و  باور  مکن

به مناسبت نوروز هشتاد و نه!

.

نوروزتان پیروز و روزهای زیستنتان دراز و فرجامتان فرخنده باد!

به مناسبت عید قسمتی از شعری برگرفته از دیوان ِ اشعار ِ نسیم شمال (سید اشرف الدین رشتی) را عیدانه آوردم، این شعر را به این سبب گزیدم که پدرم علاقه ی خاصی به نسیم شمال و اشعارش داشت و هر سال شب ِ عید این شعر را برایمان می خواند. باشد که همه شاد باشید.

.

عید آمد و ما قبا نداریم * با کهنه قبا صفا نداریم

گردید لباس پاره پاره * در پیکر خود عبا نداریم

جز سنگ و کلوخ و آجر و خشت * ما بالش و متکا نداریم

مردند تمام قوم و خویشان * غمخوار بجز خدا نداریم

جز گاو برای کسب روزی * در مزرعه رهنما نداریم

آجیل و لباس و پول خوب است * اما چکنم که ما نداریم

خوب است بساط ساز و آواز * افسوس که ما صدا نداریم

در فصل بهار چون کنم چون * دل از غم یار خون کنم خون

یاران چکنم که کس ندارم * بلبل شدم و قفس ندارم

خواهم بگریزم از مانه * اصلا ره پیش و پس ندارم

بازار وطن شده پر از دزد * یک شحنه و یک عسس ندارم

گلدسته ی باغ عقل و هوشم * من طاقت خار و خس ندارم

جز علم و ترقی و معارف * اندر دل خود هوس ندارم

عید است برای پختن آش * پول نخود و عدس ندارم

در فصل بهار چون کنم چون * دل از غم یار خون کنم خون

مکتوب از دهات

.

آسیدعباسقلی می گفت شهر خیلی پیشرفت کرده! می گفت تو شهر ماهواره میفرستن هوا! می گفت شهری ها انرژی هسته ای دارن! حاجی هم می گفت که تو شهر موشک می سازن! تو شهر تورم ندارن!!! و کلی ازین حرفا! ولی قربونش برم دهات ِ ما!!! جای شما خای!

تو دهات ِ ما تابستون ها برق فرت و فرت قطع میشه! زمستون ها هم گاز بی بخار میشه!

آب ِ دهات ِ ما درست و حسابی تصفیه نمیشه و حکم ِ معجون هزار املاح رو داره!

تو دهات ِ ما وقتی می خوان یه جاده بسازن بیست سال طول میکشه!

پریروز که میرزا کاوازاکی از ممالک جاپون اومده بود دهات ِ ما، می گفت که تو دهات ِ ما حتی یه استادیوم استاندارد هم وجود نداره!

تو دهات ِ ما آسفالت خیابون ها خرابه و جاده هاش پر از تپه و چاله است! اگه همت داشته باشی می تونی تو چاله چوله های جاده های دهات ِ ما ماهی پرورش بدی!

دهات ِ ما قطارهاش آتیش میگیرن! هواپیماهاش سقوط می کنن!

تو دهات ِ ما نیروگاه هاش برا عصر ِ سلطان جَرجَر هستند و از رده خارج! ولی با اینکه سی سال عمرشون تموم شده و به چهل و پنج رسیده، هنوز هم به حول و قوه ی الهی دارن زور می زنن و برق تولید می کنن! اجرشون با اونی که اون بالاست!

دهات ِ ما یدونه بقالی بیشتر نداره! عوضش بیست تا بانک داره!

بانک های دهات ِ ما هم فقط چک پول دارن! همونایی که ملاقربانعلی می گفت پشتوانه ی مالی ندارن و تورم میارن!

جونم واستون بگه که تو دهات ما تورم دو رقمیه و ملا می گفت تا آخر ِ سال بیشتر هم میشه! ولی تو شهر …. تو شهر رئیس ِ جدید ِ بانک مرکزی می گفت که تا آخر ِ امسال تورم رو یک رقمی می کنه!

خلاصه .. دهات ِ ما صاحاب نداره! سر گردنه هاش دزد داره! دور و اطرافش گرگ داره! ولی میگن شهر پلیس ِ با وجدان داره! قاضی ِ شریف داره! قانون ِ مکتوب داره! رئیس جمهور محبوب داره!

آیا می دانستید ؟؟؟

.

آیا می دانستید که قلب گنجشک فلان بار در دقیقه می زند؟

آیا می دانستید که بزرگترین حیوان روی خشکی فلان جانور است؟

آیا می دانستید که وقتی مصدق به تقلب در انتخابات مجلس اعتراض داشت ، تظاهراتی راه انداخت و جلوی کاخ سلطنتی سه روز بست نشست و در نتیجه شاه اعلام برگزاری مجدد انتخابات کرد؟

آیا می دانستید وقتی که قوام السلطنه برای آرام کردن تظاهرات مردمی ده نفر را در به آغوش مرگ فرستاد ، از سوی شاه مجبور به استعفا شد؟

آیا می دانستید که آیت الله کاشانی در مصاحبه با روزنامه المهدی اعلام کرده بود که مصدق و هرکس که بخواهد جمهوری به پا کند مخالف اسلام است و مجازاتش اعدام؟

آیا می دانستید وقتی که شاه به ایتالیا گریخته بود ، آیت الله کاشانی و آیت الله بروجردی بر سر منبر ها در غم ِ فراق ِ شاه روضه ی دوطفلان مسلم می خواندند و دعا می کردند تا هرچه زودتر به مملکت باز گردد؟

آیا می دانستید که سازمان سیا برای جوسازی علیه مصدق و عملی کردن ِ کودتای 28 مرداد حساب ویژه ای روی مساجد باز کرده بود؟

آیا می دانستید که آیت الله کاشانی و بروجردی و بهبهانی و میلانی از موافقان کودتای ننگین 28 مرداد بودند و آن را تائید می کردند؟

آیا می دانستید که شترمرغ بال و پر دارد ولی پرواز نمی کند؟

السلام علیک و رحمة الله

اینجانب میرزا قشمشم! شاگرد و غلام حلقه بگوش جناب مستطاب استاد افضل دخو ارواحنا له فدا ، این بلاگ را محض اطلاع رسانی برای عموم پایه گذاردم

البت در انجام فریضه ی بروز رسانی ِ بلاگ دوستانی همچون آمرعلی ، ملاقربانعلی ، میرزاده ، قنبرعلی و گاهی استاد اعظم دخو و برخی دیگر نیز مرا یاری خواهند کرد که در بروز رسانی های بعدی هرکدام خودشان را بر شما نمایان خواهند کرد

منتظر تحلیل های کارنشناسانه ی ما باشید

باشد که همه از کرامات و فضایل ما بهرمند گردند

حکایت ِ هفته!

یکی از دیگری پرسید که قلیه را به قاف کنند یا به غین؟ گفت: قلیه نه بر قاف کنند و نه به غین، قلیه به گوشت کنند

جیک جیک های میرزا در توئیتر

برای با خبر شدن از به روز شدن این وبلاگ می توانید در خبرنامه ی وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در خبرنامه، ایمیل خود را در کادر پائین وارد نمائید.

به 8 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: